
امیرحسین: مامان . بابا
ما: بله جانم
امیرحسین: میدونید من چه آرزویی دارم
ما: بفرمایید عزیزم
امیرحسین: ارزو دارم زنم رژ نزنه
چادر بپوشه
حجاب داشته باشه و ..
ما: الهی قربون تو و اون آرزوهای قشنگت بشیم
و داستان ادامه دارد...
برچسب:
نویسنده: لیلا کمالی
تاريخ: يکشنبه
6 خرداد
1403 ساعت: 13:56