
سلام بر امام حسینبه رسم ادب و فقط به رسم رفاقتتولدت مبارکزندگیماز بچگی مادرم یادم داده در ماه صفر نه شادی کنمنه ظاهری شاد داشته باشمپس فقط مینویسممردادماهی جانمتولدت مبارک و امروزمان گذشت به کیک پختن من و پسرم برای پدرش و خدارو شکر بخاطر تمام نعمت هایی زیبایی که به ما داده است بخوانید...
ادامه مطلب
و تیرماه امسال در حالی گذشتکه برایمان تداعی خاطرات بسیاری بودتولد پدرم در آسمانهاشروع ماه محرممهمانی آخر هفته های منروضه و دیدارهایی که به بهانه این ماه عزیز صورت گرفتمن با امام حسین و مهمانی های مناسبتی امام حسین ام خیلی خوش امانشالله شفاعت مان کندمهمانی که در آن مهتاب دختر دایی ام و زندایی پری عزیزم بودند قسمتی از خاطرات من بود بخوانید...
ادامه مطلب
سلام بر حسینمردادماه امسال و ماه محرم و شروع تعطیلات کاری ما در دانشگاه بود.پارسال دهه محرم در استان گلستان - شهر گرگان مهمان خواهرم بودیم .و امسال اما به رسم احترام در شهر و زادگاه خودم ماندم.کارهای نیمه تمام بسیاری بوداز جمله کارهای پزشکی خودم و همسرمدندانپزشکی ها و چکاب سالیانه چه کاری چه غیر کاریو این دو هفته واقعا برایم فرصت بسیار مغتنمی بود.بماند که پیاده روی 5 ساعته روز عاشورا در شهر نجف آباد و رفتن به مزار پدر مادر عزیزم ، به واسطه درد زانوها ، مرا چنان به زمین زد که بارها روانه کلینیک و ویزیت توسط ارتوپد کرد.خوپ من باید ملاحظه سن و سال ام را می کردم اما باز هم خدا را صدها بار شکر که مهمانی امام حسین در روزهای تاسوعا و عاشورا برایمان زیبا رقم خورد.انشالله سال آخر مهمانی های حسین جان ...
ادامه مطلب
و من عاشق مهمانی های یهویی هستم و چه مهمانی بهتر از پدر مادرها.. حتا اگر پدر مادر همسرمان باشند. این نعمات الهی جای پدر و مادرم خالی...
ادامه مطلب
مثل تمام روز آخر خردادماه ها و به رسم احترام به خودم تولدم مبارکممنون از زندایی پری عزیزمو دختران فرشته گونه اش که روز بسیار قشنگی برایم ترسیم کردند. بخوانید...
ادامه مطلب
دوستانی ماندنی و ماندگار مثل گلهای قشنگ بهارمن همیشه خدا را شکر میکنم که دوستانی که ۳۰ سال پیش انتخاب کردهام هنوز هم برایم همانگونهاند.درست است بزرگ شدهایم ۳۰ سال گذشته است و شاید هم ۴۰ سال اما دوستیمان همانگونه پابرجاست.من هرگز به یاد ندارم دوستی را از صفحه زندگیم حذف کرده باشم و یا از دوستی با کسی پشیمان شده باشم.چون به نظر بنده همه انسانها برای خودشان حرمت ارزش منزلت و شخصیت دارند.دنیای دوستان من متفاوت و رنگارنگ از هر طیف و مذهب و دینی که باشند ماندگارند.و من این ماندگاری را مدیون سعه صدر و بزرگواری مادر عزیزم میدانم که به من یاد داد با همه کس باید دوست باشی و دوست و دوست و دوست.دیروز دوست ۳۵ سال پیش من با من تماس گرفت و مرا دعوت کرد به خانه مادرش در نجف آباد.و این برای من جای بسی افتخار...
ادامه مطلب
ما مادران ماه مبارک متفاوتی رو تجربه میکنیمتمام وعده های غذایی باید حاضر باشه؛صبحانه،ناهار ،افطار،شام ،سحریگاهی بچه کوچیک داریم و ذوق روزه کله گنجشکی داره و موقع اذان ظهر هم باید براش بساط افطاری حاضر کنیم!(مثل آقاامیر حسینم که هروعده میخوره باز میگه روزه اما!...
ادامه مطلب
پسر پاییزی من تولدت مبارکاینکه در این سن به انتخاب خودت راه کربلا را به جشن تولد گرفتن ارجحیت دادینمی دانم اسمش چیست؟اما فقط می دانمخدا دوستت داردتمام زندگی منخدارو شکر می گویم که در این سن و در روز تولدت به آرزویتیعنی کربلا رسیدی بخوانید...
ادامه مطلب
آذرماه قشنگ ترین فصل پاییزی من و آذرماه امسال خدایا کمک کن وعده من به پسرم عملی شود مادر است و قولش...
ادامه مطلب
آنقدر حرف و نانوشته تلمبار شده استاما فرصت نیست برای نوشتندوست دارم بنویسم و بگذرم از این کدر روزهای بی مزهاما ...غزه غم اش غالب شده است والا حرف برای گفتن زیاد است بخوانید...
ادامه مطلب
چقدر این کارهای اداری و کارمندی ناتمام است خستگی مان چند برابر و نانوشته ها بسیار...
ادامه مطلب
سلام خدای خوبمسلام ماه مهرسلام زیبایی پاییزسلام مدرسه دوباره با شنیدن مکرر نام مدرسه بخاطر بزرگ مرد زندگی آقا امیرحسین جانمان پرت شدم به دوران مدرسه و مشق بخوانید...
ادامه مطلب
روزهایی که نه ماه مهر کوچکی مان تداعی میشوداول صبح یکشنبهو ظهر یکشنبه وآخرشبه آماده سازی کتب دفاتر و ملزومات مدرسه عشق مان گذشتو یک مهمانی در خانه ای که دوست دارم بعدها بنویسم اش بخوانید...
ادامه مطلب
خدایا شکرت اینماه و این روزها هم گذشت به روال زیر غم و شادی ......
ادامه مطلب
سلام خدای خوبمسلام بر حسین و حسن و علی و فاطمهسلام بر اهل البیتنمی دانم چرا ...اسم محرم که می آید دلم پر می زند برای پدر مادرم. مادرم در صفرماه و پدرم محرماه آسمانی شدندغریب می گریم این روزها و این شب ها حتا در شهر زیبای گرگانچون دو بار در طی سالهای سال محرم و عاشورا با آنها اینجا بوده امهمین تکیه گاه بخوانید...
ادامه مطلب
و همسایه هایی که مثل ستاره درخشان و نایاب بودند اصلا فکرش هم نمی کردم که روزی در میان فامیل های سلیمانی و ... درچه در جشن تولدی یهویی دعوت بشومالبته مرا به بهانه سالاد درست کردن ندا دادند و خداروشکر طبق عادت ما دست خالی نبودیمشکلات و پولکی و کاکائو زینت بخش کیف مان بود و روز سه شنبه 20 مان اینگونه گذشت بخوانید...
ادامه مطلب
خدایا ممنون امکه بعد سالهای سال .دوباره در ماه محرم در شهر زیبای گرگان میزبان دسته ها. خیمه ها. علم و کتل ها. و تمام مراسم زیبای حسینی هستیمآنهم امسال با همراهی امیرحسین جان ام کسی که عاشقانه و مهربانانه همراهی ام می کند همه جا خدایا فرزند من و تمام فرزندان سرزمین ام را در پناه خودت و سایه حسین این علی محافظت بفرما بخوانید...
ادامه مطلب
سلام خدای خوب و مهربان ام چقدرثانیه ها و ساعات روزها و ماهها زود گذشتند خوب و بدش را نمی گویم که قطعا تمام روزهای خداوندی خوب هستند چقدر دوست داشتم بنویسم و نشد و نشد کار اداری و روزمرگی های همیشگی فقط میدانم خیلی خدایا شکرت...
ادامه مطلب
من عاشق خدا گل عطرو مهمان هستم باور کنید همه اینها را عاشقانه دوست دارم و خدارو شکر میکنم که به وقت مهمانداری تمامی درهای رحمت را به رویم می گشاید خدایا شکرت بخوانید...
ادامه مطلب